احمد بن محمد حسينى اردكانى
377
مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى )
رسيد و آن را منجمد گردانيد برد يعنى تگرگ مىشود . و بيشتر اين است كه برد در ربيع و خريف مىباشد و در شتا و صيف كمتر اتّفاق مىافتد . و سبب عدم وجودش در صيف ظهور دارد و در شتا به سبب آن است كه برد شتوى هر گاه شديد باشد موجب حدوث ثلج مىشود ، و آن قدر فرصت نمىدهد كه آبها قطره شود ، و اگر ضعيف باشد هيچ عمل نمىكند . و در ربيع و خريف مادام كه سحاب تكاثف تام بهم نرسانيده است حرارت بر آن محيط است و نمىتواند كه ثلج منعقد گردد ؛ و چون استحصافش محكم گرديد و هواء حارّ و رياح قويّه و حارّه بر آن احاطه نمود ، برودت دفعة به باطن سحاب مىگريزد ، و دفعة در سحاب استحصاف حادث مىگردد به اعتبار تعاقب حرّ و برد در آن . استحصاف قطرات را جمع مىكند و به اعتبار آنكه به سبب حرارت متخلخل گرديده است استعدادش قبول برد را كامل شده است پس زودتر منجمد مىگردد ، چنان كه آبى كه گرم شده باشد » . و فاضل شارح در شرح هدايه گفته است كه : « در بعضى بلاد حارّه چون خواهند كه آب را سرد نمايند اوّل آن را گرم مىكنند و بعد از آن سرد مىسازند » [ 318 ] . و بالجمله به اين سبب تگرگ در خريف بيشتر مىباشد ، به اعتبار تخلخلى كه در عناصر به واسطهء حرارت صيف بهم رسيده است ، و شيء متخلخل حرّ و برد را بهتر قبول مىكند . و گاهى مىشود كه قطره كه از ابر جدا مىشود باران است ، و چون به حيّز حرارت رسيده به اعتبار تعاقب منجمد مىگردد به اعتبار آنكه فعل عرضى حرارت اشدّ است ، و گاهى اتّفاق مىافتد كه بخارى حارّى كه هنوز به زمين نزديك است به باد سردى برمىخورد و آن باد به حركت خود آن را جمع مىگرداند و به سردى كه در آن هست آن را منجمد مىسازد و تگرگ حادث مىگردد . و هر تگرگى كه از ابرى متكوّن گردد كه از زمين دور باشد دانههاى آن كوچك و گداخته و مستدير خواهد بود . و اگر دانههاى آن بزرگ باشد ، خصوصا در صورتى كه مستدير نباشد ، از ابرى حاصل شده است كه به زمين نزديك بوده است . اين است اسباب تولّد سحاب و مطر و برد و ثلج و طلّ و صقيع . و امّا ضباب كه آن را به فارسى ميغ مىگويند از جوهر سحاب است ، اين قدر هست كه قوام سحاب در آن نيست و اگر از علو نازل گردد ، خصوصا بعد از باران ، منذر به